اینجا هم همینطور!!!

پیرمرد روی نیمکت نشسته بود و کلاهش را روی سرش کشیده بود و استراحت می کرد.سواری نزدیک شد و از او پرسید:

-هی پیری! مردم این شهر چه جور ادمهاییند؟

پیرمرد پرسید:مردم شهر تو چه جورییند؟

گفت: مزخرف!

پیرمرد گفت:این ا هم همینطور!

بعد از چند ساعت سوار دیگری نزدیک شد و همین سوال را پرسید.

پیرمرد باز هم از او پرسید:مردم شهر تو چه جورییند؟

گفت:خب!مهربونند.

پرمرد گفت:اینجا هم همینطور!!!

/ 0 نظر / 8 بازدید